به این چهرهها نگاه کنید و به چهرههایی که هر روز از کنارتان رد میشوند.
چهرههایی که از کنار ما رد میشوند با اینکه ظاهرا در رفاه بیشتر به سر میبرند اما انگار همیشه از چیزی رنج میبرند. خیلی فرق نمی کند از چه چیزی. مثلا قسطشان عقب افتاده یا درآمدشان کم است. ماشینشان خراب است یا کلاهشان را برداشتهاند. مریض هستند یا مریضداری میکنند. بلیت سفر گیرشان نیامده یا بلیت مسابقه فوتبال! کسی به ماشینشان زده یا پلیس جریمه شان کرده. یا … و هزار مشکل و رنجی که تمامی ندارند.
… اما لطفا ۲۲ ثانیه وقت بگذارید و به این عکس نگاه کنید.
اینها ۲۲ نفر از رزمندگان عرصه عشق و جوانمردی هستند. لازم نیست هیچ کدام را بشناسید. تنها به آرامش و شوقی که در چهره این جوانان غیور دیده میشود تامل کنید. آن وقت از برکت این نگاههای آسمانی بهرهمند خواهید شد.
اینها هم زندگی را دوست داشتند. آرزوی مدارج بالای تحصیلی هم داشتند. از داشتن خانه و ماشین هم بدشان نمی آمد. حتی برخی از اینها زن و بچه هم داشتند اما وقتی دیدند به آب و خاکشان تجاوز شده، در خانه نشستن را ننگ دانست، جان با ارزش خود را به دست گرفته و مردانه به دفاع از ناموس و دینشان پرداختند.
اینها سبکبال و رها به استقبال شهادت رفتند تا چراغ خانه ما روشن بماند.
این عکس پیش از عملیات بدر در سال ۱۳۶۳ گرفته شده است.
شهدایی که در این عکس دیده میشوند:
محمدحسین اکرمی، محمدی قاری قرآن، فرج اله پیکرستان، محمدرضا صالح نژاد، حسین غیاثی، عبدالرضا شریفی پور، حمید کیانی، حسین انجیری، مصطفی معیری، حمید سعاده، امیر پریان، محمود دوستانی و عبدالمحمد خیرعلی مشاک.
سلاح من قلم من